پیشینه و کاربرد روشهای الکتروفیزیولوژیکی در روانشناسی
بیماریهای روانشناختی و روانپزشکی اساساً به عملکرد مغز انسان مربوط هستند. تفاوت اصلی رشته اعصاب و روان با سایر رشتههای پزشکی در این است که در بسیاری از موارد، بررسی مستقیم عضو درگیر، یعنی مغز، کمتر انجام میشود. در بیشتر حوزههای پزشکی، پزشک ابتدا عضو آسیبدیده را بررسی کرده و سپس درمان را آغاز میکند، اما در روانپزشکی معمولاً تشخیص بر اساس گزارشهای خود بیمار و علائم ظاهری او صورت میگیرد.
ایده استفاده از روشهای بررسی مغز از همینجا شکل گرفت؛ یعنی پیش از شروع درمان، ابتدا با کمک روشهای الکتروفیزیولوژیکی، عملکرد مغز را ارزیابی کنیم تا مشخص شود کدام بخش از مغز دچار اختلال است و درمان را دقیقاً برای همان ناحیه هدفگذاری کنیم.
روشهای الکتروفیزیولوژیکی چه تفاوتی با سایر روشهای درمانی دارند؟
این روشها چند ویژگی ممتاز دارند. نخست آنکه بر پایه دادههای واقعی از مغز انجام میشوند، بنابراین بیمار مطمئن است که درمان بر اساس واقعیت زیستی بیماریاش صورت میگیرد، نه صرفاً بر مبنای شرح حال خود یا اطرافیان فرد.
دوم اینکه این روشها امکان طراحی درمان اختصاصی برای هر فرد را فراهم میکنند. برای مثال، در درمانهای سنتی وقتی تشخیص افسردگی داده میشود، معمولاً یک پروتکل واحد برای همه بیماران اجرا میشود؛ اما در مدلهای مغزمحور، درمان متناسب با ناحیه خاص درگیر در مغز هر فرد تنظیم میشود.
ویژگی سوم، کمعارضه بودن یا حتی بیعارضه بودن این درمانها است. در حالیکه دارودرمانیها با وجود اثربخشی، معمولاً عوارضی به همراه دارند، درمانهای مغزمحور مانند نوروفیدبک بدون نیاز به دارو و با حداقل عارضه انجام میشوند. همچنین دوره درمان در این روشها کوتاهتر است؛ بهطور معمول بین سه تا چهار ماه، در حالیکه درمانهای دارویی ممکن است بیش از یک سال یا حتی مادامالعمر ادامه یابند. از همه مهمتر اینکه اثرات مثبت این درمانها پس از پایان جلسات نیز در مغز باقی میماند.
رایجترین ابزارهای الکتروفیزیولوژیکی در روانشناسی و رواندرمانی کداماند؟
ابزارهای تشخیصی در علوم اعصاب این وظیفه را دارند که عملکرد مغز را بررسی کرده و بهطور دقیق مشخص کنند کدام نواحی یا شبکههای مغزی دچار اختلال هستند. برای این منظور در ایران معمولاً از روش QEEG یا همان نقشه مغزی استفاده میشود. در سطح جهانی، علاوه بر QEEG، روشهای دیگری مانند fMRI، SPECT، PET Scan و سایر تکنیکهای تصویربرداری نیز برای ارزیابی عملکرد مغز به کار میروند.
مزیت QEEG نسبت به روش های دیگر این است که بسیار در دسترس است و کلینیک های درمانی می توانند دستگاه آن را تهیه و در کلینیک خود استفاده کنند. بر خلاف بقیه روش ها هیچ گونه عارضه ای ندارد چون از مواد نشان دار یا رادیواکتیو استفاده نمی کند. اما روش هایی مانند fMRI، SPECT و PET Scan، نیاز به مواد رادیواکتیو نشان دار دارند تا بتوانند عملکرد مغز را بررسی کنند.
علاوه بر ابزارهای تشخیصی، در حوزه درمانهای الکتروفیزیولوژیکی نیز چند روش مهم وجود دارد. برخی از آنها با اعمال جریان الکتریکی یا جریان مغناطیسی بر مغز اثر میگذارند؛ مانند روش TDCS (تحریک الکتریکی فراجمجمهای) که از جریان الکتریکی استفاده میکند و روش TMS (تحریک مغناطیسی فراجمجمهای) که از میدان مغناطیسی بهره میگیرد. در مقابل، گروهی از روشها هیچ جریان خارجی به مغز وارد نمیکنند، بلکه مغز را آموزش میدهند تا خود، عملکردش را اصلاح کند؛ نوروفیدبک از جمله این روش ها است.
نوروفیدبک چگونه عمل میکند؟
در نوروفیدبک، هدف آموزش به مغز است تا خود عملکردش را تنظیم کند. بیمار در طول جلسات درمان، معمولاً به یک فیلم نگاه میکند و در همین حین الکترودهایی روی سر او قرار دارد که فعالیت مغزیاش را لحظهبهلحظه پایش میکنند. هر زمان که مغز از الگوی مطلوب خارج شود، تصویر فیلم تار و صدا ضعیف میشود و هرگاه مغز بهتر عمل کند، تصویر روشنتر و صدا واضحتر میگردد. مغز بهصورت ناخودآگاه تلاش میکند تا بازخورد مثبت بگیرد، یعنی فیلم را واضحتر ببیند، و به این ترتیب عملکرد خود را اصلاح میکند. پس از چند جلسه، مغز یاد میگیرد این تنظیمات را بهصورت پایدار حفظ کند.
چه اختلالاتی بیشترین بهره را از نوروفیدبک یا روشهای مشابه میبرند؟
نوروفیدبک در درمان بسیاری از اختلالات ناشی از اختلال عملکرد مغز مؤثر است، از جمله افسردگی، اضطراب، اختلال کم توجهی بیش فعالی (ADHD)، وسواس فکری، مشکلات خواب، کنترل خشم، مشکلات حافظه (غیر از آلزایمر پیشرفته) و اختلالات یادگیری در کودکان.
مزیت نوروفیدبک در چهار نکته خلاصه میشود:
- ۱. بدون عارضه است (هیچ موج و اشعه ای وارد مغز نمی شود)؛
- 2. دوره درمان کوتاه است (حدود سه تا چهار ماه)؛
- 3. اثرات درمان تا سالها پس از پایان جلسات پایدار است؛
- 4. نیازی به دارو نیست و در نتیجه نگرانی از بروز عوارض یا تداخل دارویی وجود ندارد.پ

آیا همه افراد میتوانند از نوروفیدبک بهرهمند شوند یا محدودیتهایی وجود دارد؟
برای بهرهگیری از نوروفیدبک، شرایط خاصی لازم است:
- کودک باید حداقل پنج سال داشته باشد تا بتواند در طول جلسه بنشیند و به فیلم توجه کند؛
- فرد باید هوشیار باشد؛ بنابراین این روش برای بیماران در کما مناسب نیست؛
- ساختار مغز باید سالم باشد؛ در بیماریهایی مانند آلزایمر پیشرفته که سلولهای مغزی آسیب دیدهاند، اثرگذاری پایین است؛
- بیمار باید بتواند در طول سه تا چهار ماه، بهصورت منظم در جلسات (دو تا سه بار در هفته) حاضر شود.
آیا ترکیب نوروفیدبک با سایر روشهای درمانی ممکن است؟
بله، کاملاً امکانپذیر است. نوروفیدبک میتواند در کنار دارودرمانی و رواندرمانی انجام شود و معمولاً این ترکیب موجب افزایش سرعت و اثربخشی درمان میشود.
برای اختلالات خفیف تا متوسط، نوروفیدبک حتی میتواند بهتنهایی کافی باشد و در بسیاری موارد به بیمار کمک میکند تا مصرف دارو را کاهش دهد یا قطع کند. البته در اختلالات شدید مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی یا اختلالات شخصیت، این روش جایگزین درمانهای اصلی نیست، بلکه ممکن است به عنوان درمان کمکی مورد استفاده قرار گیرد.
مهمترین مزیت روشهای الکتروفیزیولوژیکی نسبت به سایر مداخلات چیست؟
مزیت اصلی نوروفیدبک در این است که مستقیماً ناحیه درگیر مغز را هدف قرار میدهد، نه کل بدن را. این درمان بدون عارضه بوده و اثرات آن پس از اتمام جلسات نیز باقی میماند، زیرا مغز یاد میگیرد خود را اصلاح کند؛ درست مانند یادگیری دوچرخهسواری که پس از آموزش تا سالها در حافظه میماند.
در کار بالینی چه چالشها یا محدودیتهایی وجود دارد؟
یکی از چالشها، تفاوت در کیفیت تجهیزات و مهارت درمانگران است. دستگاههای نوروفیدبک از نظر استاندارد متفاوتاند و درمانگر نیز باید دانش علمی و تجربه کافی برای طراحی پروتکل اختصاصی هر بیمار را داشته باشد. بنابراین مراجعه به مراکز معتبر و دارای مجوز رسمی اهمیت زیادی دارد.
محدودیت دیگر، طول دوره درمان است که نیازمند حضور منظم بیمار طی سه تا چهار ماه میباشد؛ به همین دلیل بیماران غیرساکن ممکن است در دسترسی مشکل داشته باشند.
از نظر هزینه و دسترسی، وضعیت این درمانها در ایران چگونه است؟
در حال حاضر بیشتر مراکز استانها به تجهیزات نوروفیدبک مجهز هستند، اما در شهرهای کوچک یا مناطق مرزی ممکن است در دسترس نباشند.
بخشی از هزینه درمان توسط برخی بیمههای تکمیلی پرداخت میشود، ولی بیمههای پایه مانند تأمین اجتماعی و خدمات درمانی هنوز آن را پوشش نمیدهند. با این حال، در مقایسه با هزینه یک سال دارودرمانی و ویزیتهای مکرر، هزینه نوروفیدبک در همان حدود است و با توجه به مزایای ماندگار آن، گزینهای مقرونبهصرفه محسوب میشود.
آینده روشهای الکتروفیزیولوژیکی را در ۱۰تا ۲۰سال آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
آینده این روشها بسیار روشن است. درمانهای مغزمحور مانند نوروفیدبک، TMS و TDCS و ابزارهای تشخیصی نظیر QEEG روزبهروز جایگاه بیشتری در علوم اعصاب و روانپزشکی پیدا میکنند. در کتابهای مرجع مانند کاپلان نیز به تأثیرات مثبت این روشها اشاره شده است. با افزایش آگاهی عمومی و انتشار اطلاعات در فضای مجازی، انتظار میرود طی دهه آینده استقبال از این درمانها به شکل چشمگیری افزایش یابد.
سخن پایانی
روشهای الکتروفیزیولوژیکی، بهویژه نوروفیدبک، افق تازهای در درمان اختلالات روانشناختی گشودهاند. این رویکردها با تمرکز بر خودِ مغز، درمان را شخصیسازی کرده، دوره درمان را کوتاهتر و عوارض را به حداقل میرسانند. آینده درمانهای مغزمحور، آیندهای هوشمند، علمی و انسانی است.
تالیف: دکتر مهدی دهقانی (متخصص مغز و اعصاب)











